سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

یکشنبه 93/7/27
9:57 صبح
جعفر ظهراوی

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

خواجه حافظ شیرازی



سحرم دولت بیدار به بالین آمد

یکشنبه 93/7/27
9:56 صبح
جعفر ظهراوی

سحرم دولت بیدار به بالین آمد

گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام

تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد

مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای

که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد

گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد

ناله فریادرس عاشق مسکین آمد

مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست

ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد

ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست

که به کام دل ما آن بشد و این آمد

رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار

 گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

چون صبا گفته ی حافظ بشنید از بلبل

عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

خواجه حافظ شیرازی



گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

یکشنبه 93/7/27
9:55 صبح
جعفر ظهراوی

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست

خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم

کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر

ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت

شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت

خواجه حافظ شیرازی



مهر تو . . .

یکشنبه 93/7/27
9:54 صبح
جعفر ظهراوی
اگر مرگم به نامردی نگیرد


مرا مهر تو در دل جاودانی ست

وگر عمرم به ناکامی سر آید

تو را دارم که مرگم زندگانی ست
-------------

اس ام اس های عاشقانه
هرچه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو

چه برکتی دارد دوست داشتنت . . .
--------------


فرض کن در آغوشت می مُردم

و مرا همانجا دفن می کردی

چه دلپذیر اگر

فشارِ قبر را بیشتر کنی!
---------------

چایت را تلخ نخور

یکبار صدایم کن تمام قندهای دلم را برایت آب میکنم . . 
-----------



خدایا ......

یکشنبه 93/7/27
9:51 صبح
جعفر ظهراوی

 

خــدا?ـــــا . . .

گـــله نـم? کــنم ؛ ولــ?

کـمـ? آرامــتــر امتحانم کُــن ؛

بـه خـودت قَسم خســتـه ام ...


تمامی حقوق این وب سایت متعلق به کارشناس و مشاور بیمه عمر و تامین آتیه پاسارگاد است. || طراح قالب avazak.ir